مشکل اینجاست که مغز ما هم مثل کامپیوتر عمل میکند. بهتر بگویم، کامپیوتر مثل مغز ما عمل میکند.یعنی اینکه مغز ما هم مثل یک کامپیوتر، برای درک یک ورودی جدید، از داشتههای خودش کمک می گیرد، نه از آن ورودی جدید! همین نکتهء بظاهر کوچک، عامل خیلی از اختلاف نظرها، درک نکردنها، و بعضاً دعواها و مشاجرات است.
مثلا" وقتی یک نفر مینشیند و راجع به کتک مفصلی که دیشب در خیابان خورده برایتان تعریف میکند، شما در ضمیر ناخودآگاهتان بدترین کتکی که خوردهاید را تصور میکنید و حرف او را با آن معیار میسنجید. بنابراین درک شما از حرفهای طرف مقابل، نمیتواند خیلی با تجربههای شخصیتان تفاوت داشته باشد.
مثلا" وقتی یک نفر مینشیند و راجع به کتک مفصلی که دیشب در خیابان خورده برایتان تعریف میکند، شما در ضمیر ناخودآگاهتان بدترین کتکی که خوردهاید را تصور میکنید و حرف او را با آن معیار میسنجید. بنابراین درک شما از حرفهای طرف مقابل، نمیتواند خیلی با تجربههای شخصیتان تفاوت داشته باشد.
به همین ترتیب اگر کسی پیدا شود و بگوید که شیشه نوشابه به ماتحتش فرو کردهاند، اگر قبلاً شیشه نوشابه به فلان جایتان نرفته باشد، عمراً نمیفهمید که او واقعاً چه حسی داشته. ولی از آنجایی که مغز آدمها مغرور است و سخت به ناتوانیاش اعتراف میکند، جر زنی میکند. میآید آن را با چیزی (تجربهای) مشابه اندازه گیری میکند. در آن صورت «ممکن است» که ته ذهنتان این تجربه را "دردناک، اما با کمی لذت" تصور کنید.
البته این مثال نمونه بارزش بود، (یا بقول دوستان مثال ِ لـُریاش بود)، ولی در مورد سایر مسائل هم همینطور است. مضامینی مثل عشق، نفرت، امید و نا امیدی، حس انتقام جویی، تشنگی و گرسنگی، ترس، اطمینان، و هزار کوفت و ذهر مار دیگر هم جزو همین دسته هستند. شاید برای همین است که بعضیها میگویند "در جهان همه چیز نسبی است".
حقیقتش این است که در جهان ِ واقعی هیچ چیز نسبی نیست. هیچ چیز، بجز درک ما از محیط پیرامون. باید بپذیریم که همه ما در جهانی زندگی میکنیم که درک کردهایم. جهانی که با دنیای دیگران خیلی متفاوت است.
همه اینها را گفتم که اینبار وقتی در شرایطی حساس خواستید به کسی بگویید: "درکت میکنم"، اول کمی تامل کنید. شاید بهتر باشد بگویید "سعی میکنم درکت کنم" یا اینکه اصلاً چیزی نگویید! البته مگر آنکه آن شیشه نوشابه، قبلاً به خودتان هم داخل شده باشد.
دررررکت می کنم که چرا این پست و نوشتی! اون عبارت، منظورم همون عبارته اونکه اون بالاس منظورم اینه:"دردناک، اما با کمی لذت"! منم وقتی "چـــــن روز پیـــــش" خووندمش خیلی مشکوک بودم! هی سعی می کردم این جمله پیچیده رو با درک نا محدود خودم انطباق بدم و به میزان درد و لذت توأمش پی ببرم! اما در نهایت موفق نشدم و جز شکی ابدی در وجودم نماند!
پاسخحذفحقیقتاً از اینکه در دنیایی ساخته و پرداخته ذهن خودم زندگی می کنم به شدت غمگینم!
موخلص مهندسم هستیم
و اين بزرگترين دردِ
پاسخحذفهيچكس حال ديگري رو نميفهمه و فقط حرف ميزنه و نظريه صادر ميكنه
ُاَه اَه
سلام
پاسخحذفدرکت می کنم:))
حاجی اون مثالت تو حلقش
پاسخحذفهمون شیشه نوشابه
من به کسی میگم درکت میکنم که واقعا درکش میکنم.
پاسخحذفاز درک افرادی که تجربه مثال مذکور بالا را دارند جدا معذوریم
حتی شما دوست عزیز
حاجی دنیای واقعی نسبیه.چون واقعیت خودش نسبیه.
پاسخحذفمیشه گفت حقیقت نسبی نیست و مطلقه ولی مساله اینه که دنیای حقیقی وجود نداره
خوب دوستان که دارند نظرات کارشناسی خودشون رو ارائه میدن ما هم به تصحیح غلل و غلوط املایی بپردازیم :دی
پاسخحذف"هزار کوفت و ذهر مار" ~> زهر مار
میدونم که گفته بودی خیلی لجبازی و اگه نخوای چیزی رو تصحیح کنی، نمیکنی. هیمنجوری گفتم دور هم باشیم این کامنت رو گذاشتم ;)
):
پاسخحذفهیچ کسی نیس که خوب اندوه تو بفهمه، وقتی که باید بفهمه
همون از واژهی " سعی میکنم" استفاده بشه آرامش بخش تره
یکی بیاد سعی کنه منی که اکانتم هک شده رو درک کنه الان ):
پاسخحذفالبته همشم به خاطر اکانت نیست،اکانت فدای سرم ! به خاطر شناختن آدمای اطرافمه ):
مثال لُریت خیلی خوب بود، اکثراً لر هستیم خودمون خبر نداریم
پاسخحذفمن نتم قطع شده بود
پاسخحذف........
نه شیشه شیر نه شیشه نوشابه
شیشه دلستر همیشه
حال کردی ذوق شاعری رو؟
آبروی ما رو بردی
پاسخحذفلطفا قبل از پست کردن مطلب متنت رو بهم بده تا این همه غلط املایی نداشته باشی
مثال از این بهتر نداشتی؟
پاسخحذفلووووووووووووووووووووووووول
آبجی خانوم @
پاسخحذفآبجی خانوم اون که مهندسه پینگوله. نه من
در ضمن تو گفتی فهمیدی که چرا من این پست رو نوشتم. میشه به من هم علتش رو بگی؟؟ چون واقعن خودم نمیدونم. لووول
الي @
آره واقعن. اه اه
سروش علیزاده @
من ولی اصلن درکت نمیکنم. لووول
رضا@
حاجی از یه دیدگاه حق با توئه. اون هم اینه که دنیا رو با تمام جزئیاتش میتونیم از راه شناخت خودمون و دیگران بشناسیم و راه دیگه ای وجود نداره. پس وقتی راهی برای دستیابی به واقعیت چیزی نباشه میشه مدعی شد که کلاً وجود نداره. منظورت همینه دیگه؟
روزانه های یک دوشیزه @
میبینم که بعد از هشت سال که حاجی بی خیال شده حالا تو ول نمیکنی ! نوبت منم میرسه دوشیزه.
جادوگر جون @
حالا خوبه بالای این اکانت ها پول نمیدیم ما! اگرنه فکر کنم تا حالا 9 تا سکته زده بودی. من اصلن درکت نمیکنم. لووول
مهندس پنگول جونی @
اه اه اه
اصلن ذوق شعر نداری. حالم بد شد. اه اه اه
می لاد!!! از تو بعیده! منظور منم مهندس پنگول بود نه شوما! چطور موتووجه نشدی؟! من تو کامنتم گفتم چن روز پیش در باره درد توام با لذت خوونده بودم! یادت نمیاد کوجا نوشته بود؟ وبلاگ بعضی از دوستان! اول اسمش پنگوله!
پاسخحذفD:
تازشم من نگفتم فهمیدم که چرا این پست و نوشتی! گفتم درررکت می کنم! اونم شوما گرمی موتووجه نیستی من خودم می دونم!
جادوگرررر جون
پاسخحذفخدا بد نده! کدوم اکانتت هک شده؟! شاید من درکت نکنم ولی بهت ایمان دارم! می دونم به یه روش خیلی خفن پسش می گیری!
خدا بد نداده عزیزم، یکی از بندههاش که منم میدونم کی کرم ریخته !! میخواد توانائیهای خودش در دِرِ ِل کردن اعصاب من و کرم ریزی رو به رخ بکشه و در مقابل توانائیهای من رو هم بیازمایه !!!
پاسخحذفاکانت اصلیم بود :دی فدای سرت چیزی نیست :دی
مرسی مرسی، خیلی خیلی مرسی، تو لطف داری به من :*
دوست دارم پسش بگیرم ولی چند تا مشکل هست، 1. اینکه یاهو نیست، جیمیله، خیلی رو اعصابه ، پس گرفتنش اعصاب و وقت میخواد، و وقت میخواد، متاسفانه اون قدرا مثل هکر محترم بیکار نیستم!!
تا همین الانشم از معده درد داغون شدم
2. کامپیوترم داغونه، داغون، نه فضا داره نه مثل آدم کار میکنه نمیتونم از Software رائی که میخوام استفاده کنم . ولی زورمو میزنم ببینم چی میشه، فقط وای به حالش اگر اکانتمو پاک کن، خونش ریختهس !
البته تقصیر خودمم بود، میدونستم یکی باهاش لاگ آن میکنه و چکش میکنه، خیلی تنبلی کردم، اینم به خاطر همون وقت نداشتن و اعصاب خوردیه این کامپیوترهست وگرنه کاری نداشت ازش بکآپ میگرفتم یا سکیورش میکردم.
پاسخحذفولی رقیب هم چنین محترم نخواهد ماند!!!
این کارش خیلی بچهگانه و مسخره بود و خیلی احمقانه ! مثلاً کل کل میکنه ! شما اگه وقت داری مفید ازش استفاده کن نه اینکه با دو تا softeware و راهی که بچهی 12 ساله هم بلده بشینی اینو اونو هک کنی که خنک شی یا بخندی !! منم بلدما !!!
مسخره ! ولی جالبیش اینه که چقدر براش یه چیزائی سنگین بوده که حرصش گرفته و این کارو کرده، خیلی جالب بود !
ولش کن عزیز ، فدای سرت (; :*
راستی بازم مرسی، خیلی مرسی
چه عرض کنم؟
پاسخحذفمن احساس میکنم کلاً این پستتان لری بود
خودت و ناراحن نکن! ایشالا درستش می کنی! چیزی که زیاده آدم بیکار! چش ندارن توانایی جادوگر جون ما رو ببینن! من که خودم هیچی بلت نیستم ولی حاج میلاتم هس می تونی رو کمکش حساب کنی! D: (; *:
پاسخحذفمیلات من خودم دارم میرم بیرون! ((:
آقا به نظر من در این دنیا هیچ چیز مطلق نیست نه نسبی
پاسخحذفیه جورایی هم آقا رضا درست میگه
پاسخحذفهیچ کس تا به حال من رو به درستی درک نکرده و نتونسته دلداریم بده
جز خود آدم کس دیگه ای خودش رو نمی فهمه
آقا این سیم خاردارای بلاگت قشنگه :D
پاسخحذفآبجی خانوم @
پاسخحذفمرسی عزیزم ... ایشالا درست میشه ، قربوووونت اساسی، اسیدی (; D:
ممنون از یادآوری، من واقعاً از کمک هر کی بگذرم از کمک میلاد نمیتونم بگذرم، ایشون خیلی این کاره هستن :دی ( منو ببخش میلاد :دی )
میلاد @
پاسخحذفاینو از من جدی بشنو، اگر این اکانتها پولی بود و یه زمانی اکانت من به هر دلیلی هک میشد، حتی برای یک دقیقه، اون ساختمون یاهو و جیمیل و هات میل و خلاصه هرچیز دیگه رو، روو سر ِ مسئول وقتش خراب میکردم !!
پول بدم، هکم بشم؟؟؟؟؟ این دیگه خیلی ستمه !!!
پاسخحذفقول میدم کامنت آخرم باشه :دی
پاسخحذفچقدر اینجا خوشگل شده ، ایول
از سلیقهی ضایع تو بعیده که این قالبو انتخاب کرده باشه# بروک لوووووول
سعی میکنم درکت کنم
پاسخحذفولی یه چیزی بگم ..... من وقتی دارم واسه یکی از یه خاطره (مخصوصا از نوع بدش ) تعریف میکنم اصلا دوس ندارم طرفم خاطره مشابه خودش رو برام تعریف کنه. مگه کسی که بخواد باهام همدردی کنه و مسئله منو کوچیک جلوه بده تا دلم آروم شه ولی اگه صرفا بخواد خاطره شو بگه که به این منظور که حرفی برا گفتن داره رو اصلا دوس ندارم .
این رو قبول دارم
پاسخحذفولی همیشه هم این ملت می خوانت یه جوری ابراز همدردی کنن و این میشه که میگن درکت می کنم
چیزی که میگن و من شنیدم اینه.حالا فهمیدنش و درکش یه کم سخته چون فلسفیه و توی فلسفه لغات معانیه خاص تری دارن.
پاسخحذفواقعیت اون چیزیه که هست اما حقیقت اون چیزیه که باید باشه.
دنیای واقعی یعنی همین که ما توش زندگی میکنیم اما دنیای حقیقی یعنی اون چیزی که هدف بود باشه ولی معلومه که الان نیست.
ما که اصلا با شیشه نوشابه کاری نداریم!
پاسخحذفولی سعی میکنم درکت کنم!
کجایی حاجی؟؟؟ زنده ایی؟
پاسخحذف